گزارش برنامه کوهپیمایی و کوهنوردی چشمه سوئک و قله شصت مردان روستای ولیان مورخه 2 8 93
دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳
0 نظر
1496 بازدید

گزارش برنامه صعود به قله شصت مردان روستای ولیان - 2/ 8/ 93

موقعیت جغرافیایی این قله اطراف روستای ولیان واقع در شهرستان ساوجبلاغ با مختصات جغرافیایی 50 درجه و 51 دقیقه عرض شمالی، در 15 کیلومتری شمال شهرک کوهسار قرار دارد.

 این روستا از شمال به کوه میانبند و روستای اسکوی دره، از جنوب غربی به روستاهای دوزعنبر و آجین دوجین، از شرق به روستای گلین رود و از طرف غرب به روستای توره ده محدود می شود. روستای ولیان از سطح دریا 1830 متر ارتفاع دارد و آب و هوای آن در فصول بهار و تابستان مطبوع و دلپذیر و در زمستان ها سرد است.با توجه به بررسی های میدانی و شواهد موجود از جمله بنای خانه ای قدیمی روستای ولیان در حدود سی قرن قدمت تاریخی دارد. رودخانه وليان از کوه هاي اطراف روستا و از بندوليان که در محل به آن سوئک مي گويند، سرچشمه مي گيرد و از ميان روستا مي گذرد.پيرامون اين چشمه ها با گياهان خودرو پوشيده شده واز مکان هاي تفرجگاهي روستا به شمار مي آيند. بند وليان که چشمه ساران زلال دارد و رودخانه اي در آن جاري است به يکي از مکان هاي اتراقگاهي کوهنوردان تبديل شده است. نحوه دسترسی: روستای ولیان از طریق اتوبان تهران – قزوین و از کنار پل کردان و شهر کوهسار با جاده آسفالت قابل دسترسی است. در مسیر این روستا شهر کوهسار، روستاهای کردان، خوروین، آجین دوجین و چند روستای دیگر قرار دارد. پوشش گیاهی : گندم، جو، توت هراتي، سيب، گيلاس، گردو، آلبالو، زردآلو و خرمالو از مهم ترين محصولات زراعي و باغي روستاي وليان است. وضعيت آنتن دهی : کل مسیر خارج از روستاها فاقد آنتن می باشد.

گزارش برنامه:

ساعت 4:15 دقیقه تعداد 16 نفر از همنوردان عزیز گروه کوهنوردی شهریاران با 3 دستگاه خودرو از ابتدای خیابان طالقانی به سمت اتوبان کرج قزوین به راه افتادیم ، جاده را به رانندگی آقای مصطفی فرج الهی به سرعت طی نمودیم و هر از چندگاهی نیز چند متر پرواز کردیم ساعت 4:40 دقیقه در پل کردان مجددا خودروها به همدیگر رسیده و با همراهی هم به راه افتادیم.

خودرو ما سرقدم شده بود و تا ولیان دوستان به دنبال ما حرکت می کردند. ساعت 5:15 به ولیان رسیدیم در میدان ولیان از خودروها پیاده شده و تعدادی از همنوردان مشغول خواندن نماز شدند و تعدادی نیز لوازم و لباس های خود را برای آنروز آماده کردند. ساعت 5:45 دقیقه از مقابل مسجد روستا حرکت نمودیم.

 از کوچه باغات زیبای روستا با سرعت کمی عبور کردیم تا جایی که دیگر امکان عبوروسایل نقلیه میسر نبود.

لازم به توضیح است فعالیتهای عمرانی زیادی در سال جدید در این کوچه باغات صورت گرفته که از زیبایی های منطقه کمی کاسته است. ساعت 6:15 دقیقه از خودروها پیاده شدیم و بعد از آماده شدن حرکت خود را آغاز نمودیم . ساعت 6:40 دقیقه به محل نسبتا بزرگ و همواری رسیده و به میان داری آقای نعمتی مشغول ورزش شدیم. بعد از آن چند نفرمان در طول مسیر سر به زیر انداخته و با کمال تواضع به باغداران کمک کردیم تا زمین را از لوث گردوهای باقی مانده و مخفی شده در خاک و برگ پاک کنند. مجددا به سرقدمی آقای میانجی و عقب داری آقای بنده لو حرکت را ادامه دادیم . از رودخانه زیبای مسیر چند بار با دقت عبور نموده و از طبیعت زیبای منطقه بسیار حال خوشی پیدا کردیم. تعدادی از دوستان نیز مشغول عکس گرفتن از مسیر بودند. کم کم آفتاب بالا و بالاتر می آمد ودر نزدیکی چشمه سوئک گروهی از دوستان ولیانی( و روستای آجین دوجین) از جمله آقای صنعت پیشه که اسم گروهشان یاران شاه کرم بود راملاقات کردیم و چندقدمی را با آنان هم کلام شدیم و در خصوص گروهشان وقله شاه کرم مطالبی از ایشان شنیدیم و قرار شد در صورت امکان صعود مشترکی را به قله شاه کرم در آینده نزدیک داشته باشیم. در انتها نیز چند عکس یادگاری با آنان گرفتیم. از چشمه سوئک و آبشار زیبای کنار آن عبور کرده و ساعت 7:30 در مکانی که رودخانه از ما جدا می شد استراحت کرده و با زدن کرم ضد آفتاب و عینک خودمان را مجهز کردیم. مجددا حرکت را از سر گرفتیم.

 آن روز در گروه دوست کوچکی به نام آقای ایلیا تاجیک، 10ساله، نوه خانم صالحی که کلاس چهارم بودند میهمان ما بود و با آن قدرت و صحبت های زیبایش ما را متعجب کرده بود. ارتفاع گرفتیم در ساعت 8:10 دقیقه به یالی در سمت راست خودمان رسیده و با صرف آب ، تنقلات و کشمش های خانم صالحی کمی استراحت کردیم و مناظر زیبای زیرپایمان را به یکدیگر نشان دادیم و از دور قله سایت در زیر غبار و دود قابل مشاهده بود. چند جمله هم در مورد مسائل آموزشی صحبت کردیمو مجددا مسیر را ادامه دادیم. ساعت 8:45 دقیقه برای خوردن صبحانه در مکان مناسبی اطراق نموده و سفره های رنگارنگ دوستان در کنار مسیر پهن شد. دوستان مشغول صرف صبحانه شدند و همدیگر را در سفره های خود میهمان می کردند ما نیز املت را با رب و آشپزی آقای احسان بنده لو تهیه کردیم و به اتفاق دوستان میل نمودیم. ساعت 9:20 دقیقه استراحت و صبحانه را به اتمام رساندیم. در انتها تمامی زباله ها را جمع آوری کرده و با خود آوردیم .مسیر را با آهستگی و سرقدمی آقای میانجی طی می کردیم. ساعت 10 مجددا چند دقیقه توقف کرده و آب خوردیمو باز مسیر حرکت را ادامه دادیم . مسیر کم کم خطرناک می شد و مجبور بودیم از صخره ها و سنگ ها به دقت عبور نماییم. مسیر معلوم بود بسیار کم تردد بوده تا جایی که به منطقه ای رسیدیم که بر روی صخره ها عقابهایی لانه سازی کرده بودند و آثار طعمه هایشان از جمله پر و خون قابل مشاهده بود. عقاب هایی به زیبایی بالای سر ما حرکت می کردند و ما را زیر نظر داشتند. 10:30 دقیقه 2 گروه شدیم. گروه اول شامل آقایان 1-اکبر رهگذر2-مصطفی فرج الهی 3-علیرضا فرج الهی 4- ساسان میانجی 5- مهدی نذیری 6- مظفر آقایی 7- التفات نعمتی 8-محمود رهنما 9-اکبر صالحی10-مسعود رهگذر. و گروه دوم شامل آقای حسن رهنما ، خانم صالحی ، خانم درخشان ، ایلیا تاجیک و احسان بنده لو و پرویز رهگذر بودند که ما از انها فاصله گرفتیم و کم کم از آنها دور شدیم ولی کماکان می دیدیم که آنها در تعقیب ما هستند. تا اینکه در نزدیکی قله از دید ما خارج شدند. ساعت 11:20 دقیقه با تعداد10 نفر از همنوردان گروه کوهنوردی شهریاران به قله شصت مردان رسیدیم. استراحت کرده و کمی میوه خوردیم (میوه های آقای محمود رهنما و پرتاب آن برای خورده شدن بالای قله بسیار لذت بخش بود ).

بر فراز قله عکس های یادگاری انداختیم ، قله های اطراف از جمله کهار ،ناز ، سایت ، توچال ، شاه کرم به خوبی دیده می شد. قله سنگی بود و فضای کمی برای نشستن داشت .ساعت 12 شروع به پائین رفتن کردیم. مسیر را از جهتی دیگر پیش گرفتیم. کمی سخت بود ولی بعد از2 ساعت به چشمه سوئک رسیدیم .آقا پرویز رهگذر به تازگی به چشمه رسیده بود هنوز مابقی دوستان گروه دوم به چشمه نیامده بودند کمی نگران شدیم و با اقایان مصطفی فرج الهی و نعمتی مجددا برای کمک به سویشان بالا رفتیم و در مسیری که اقای پرویز نشان داده بودند حرکت نمودیم. 20 دقیقه بالا رفتیم و دوستان را دیدیم و خیالمان راحت شد. ایشان مسیر سختی را برای بازگشت انتخاب نموده بودند با همدیگر ساعت 14:30 دقیقه به چشمه رسیدیم. دوستان با توجه به تشنگی شدید آب فراوانی خوردند و در نهایت همه با هم مشغول صرف ناهار شدیم ، انواع غذاهای خوشمزه و لذیذ و باز هم تعارفات و میهمان شدن از سفره های یکدیگر.

 ساعت 1530 دقیقه شد عکسی به یادگار گرفتیم و مسیر زیبای بازگشت را پیش گرفتیم. در مسیر برگشت هم با عکس های یادگاری با همراهی دوستان این زیبایی های پائیزی را ثبت کردیم. ساعت 16:30 به ماشین ها رسیدیم و از یکدیگر خداحافظی کرده و مسیر کرج به شهریار را از سر گرفتیم . مسیر دارای ترافیک سنگینی بود و حدود ساعت 18:30 دقیقه به شهریار رسیدیم و این برنامه نیز به پایان رسید. در اینجا لازم می بینم از هم نوردان صالحی ،معصومه درخشان و ایلیا تاجیک به این دلیل که سختی های مسیر بازگشت را که به جان خریدند و مانند یک ورزشکار حرفه ای تا جائیکه توانستند مقاومت نمودند تشکر نمایم . و به خاطر اشتباهات و کاستی های بنده در این برنامه از نامبردگان و سایر دوستان پوزش می طلبم و همچنین از آقایان حسن رهنما و احسان بنده لو به دلیل همراهی نامبردگان کمال تشکر را دارم. آقای علیرضا فرج الهی هم هزینه مربوط به کرایه وسیله شان را به گروه هدیه نمودند. 

 

 

گزارش برنامه کوه پیمایی روز جمعه 2 8 93


وقتی ما چند نفر از گروه اصلی جدا شدیم تا به آنها اجازه دهیم خودشان را به سرعت به قله برسانند به نوعی احساس ناکامی میکردیم، چرا که تا رسیدن به قله شصت مردان تقریبا پنجاه و پنج مردانش را رفته بودیم. با گذشت اندک زمانی چشم انداز های زیبای تپه ها و دره هایی که زیر پا گذاشته بودیم به قدری روحمان را تسخیرکرد که ناکامیمان را فراموش کردیم. نسیم فرح بخشی به صورتمان می خورد که یاد آور خنکای چشمه سوئک بود . بنابر این پس از اینکه آن حال و هوای رویایی را با چند عکس یادگاری در حافظه خود و گوشی هایمان ثبت کردیم قدم در راه برگشت به سمت چشمه گذاشتیم
برای پایین رفتن به دنبال راه شن اسکی بودیم تا سریع تر به محل چشمه برسیم اما از بد روزگار تا به خودمان آمدیم دیدیم دقیقا جایی گیر کرده ایم که عرب نی انداخت. نه راه پس داشتیم نه راه پیش. با تجهیزات نه چندان کاملمان مسیری را می پیمودیم که آبشارهای بهاری با هزاران هزار جوش و خروش طی میکنند. اما ما نه خودمان را دست کم گرفتیم و نه قلوه سنگ های زیر پایمان را؛ همچنان آمدیم و آمدیم و آمدیم و همچنان خبری از چشمه نبود که نبود.
ذخیره آب بطری هایمان مثل نیروی جسمانیمان قطره قطره رو به اتمام بود اما معلوم بود سختی راه و گرمای آفتاب هیچ کدام سر شوخی ندارند. شرایط آنقدر جدی بود که دوست کوچکمان ایلیاهم دیگر شیرین زبانی نمیکرد. زانوهایمان از فشار زیاد سراشیبی درد گرفته و عضلاتمان به لرزش افتاده بود. سوزش پوست کف پاها و خشکی دهانمان همه و همه نشان میداد دقایق طاقت فرسایی پیش رو داریم. اگرچه بدنمان تقریبا خالی کرده بود جمله ای مدام در ذهنمان تکرار می شد که همه چیز را جبران می کرد. پیش خود زمزمه میکردیم و باور داشتیم " آنچه مرا نکشد قویترم می کند." مسیر سخت و صخره ای بود، پاهایمان دیگر توان نداشت، تجهیزاتمان کافی و مناسب نبود، اما در عوض باورمان به قدری محکم بود که در گذرگاه های سنگی تعادلمان را با چنگ و دندان حفظ کردیم و قدم به قدم به چشمه نزدیک تر شدیم
در همان زمان دیدن چندتن از گروه که سراسیمه خودشان را برای کمک به ما رسانده بودند توان تازه ای به ما بخشید. به یادمان آمد عضو شهریاران، هراه و هم نورد شهریارانیم، یعنی بزرگ زادگان والا مقامی که هیچ گاه هم نوردانشان را از یاد نمی برند و در هر شرایطی درست مثل احترام به بزرگترها و رأی سرپرست، کمک به تک تک هم نوردان را هم سرلوحه کارشان قرار می دهند. پایدار و سربلند باشند!


تهیه و تنظیم گزارش: معصومه درخشان

 

اسامی شرکت کنندگان در برنامه : آقایان و خانم ها

 1-اکبر رهگذر 2- پرویز رهگذر 3-حسن رهنما 4- خانم صالحی 5- معصومه درخشان 6-ایلیا تاجیک 7-مصطفی فرج الهی 8-علیرضا فرج الهی 9- ساسان میانجی 10- مهدی نذیری 12- مظفر آقایی 13-احسان بنده لو 14-التفات نعمتی 15-محمود رهنما 16-اکبر صالحی

 نوع برنامه: کوه پیمایی نیمه سنگین – برنامه یک روزه نام منطقه: استان البرز- شهرستان ساوجبلاغ - روستای ولیان

 تاریخ اجرای برنامه: 2/ 8 /93

سرپرست : آقای اکبر صالحی تهیه گزارش و عکاس : آقای اکبر صالحی

هزینه برنامه نفری : 15 هزار تومان. سهم گروه از این برنامه: 75000 تومان

برای دیدن ادامه تصاویر لطفا کلیک نمائید.

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر