گزارش برنامه کوهنوردی صعود به قله پهنه سار 8 12 93
چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۳
1 نظر
907 بازدید

گزارش برنامه کوهنوردی صعود به قله پهنه سار جمعه8 12 93

قله پهنه سار که به آن گندم چال یا پهنه حصار یا پشته بند هم گفته میشود با3400 متر ارتفاع از سطح دریا در شمال غرب تهران واقع شده و یکی از مناطق مرتفع البرز مرکزی می‌باشد.

نحوه دسترسی: حدودا کیلومتر 20 جاده کرج – چالوس (قبل از سد کرج) ، روستای خوزنکلا در سمت راست جاده، روستا و پیست اسکی خور (از جاده چالوس تا روستای خور حدود 10 کیلومتر جاده کوهستانی میباشد).

گزارش برنامه:

از وقتی برنامه سه ماهه زمستان امسال تنظیم شد مشتاقانه منتظر هفته ای بودم که قرار بود عازم کویر مرنجاب شویم. پس از ماه ها انتظار هفته موعود فرا رسید و متاسفانه از بد روزگار نتوانستم در این برنامه دو روزه شرکت کنم. حیران و مستأصل دنبال برنامه یک روزه ای بودم تا با دیدن طبیعت، غبار ناکامی از دلم بزدایم. بلاخره قرار شد چند نفری که به کویر نمیرویم دور هم جمع شده و با سرپرستی جناب آقای نعمتی به قله پهنه سار صعود کنیم. هماهنگی های لازم صوزت گرفت و صبح جمعه ساعت 5:10 هشت نفر از اعضاء گروه سوار بر دو دستگاه اتوموبیل شخصی آقای علیرضا فرج الهی و آقای نعمتی از شهریار به سمت جاده چالوس راه افتادیم . ابتدای جاده که رسیدیم حدود یک ربع توقف داشتیم تا سه نفر از اعضاء خانه کوهنوردان کرج نیز که قرار بود آن روز همراه ما باشند به ما ملحق شوند. لازم به ذکر است یکی از آن سه دوست، کوهنورد با تجربه ، استاد صدا و آواز آقای ایرج جمشیدی بود، خلاصه بقیه مسیر را به سمت روستای خور با سه ماشین از سر گرفتیم. بلاخره به منطقه خور رسیدیم و پس از پرداخت عوارض پارکینگ از ماشین ها پیاده شدیم، برفی که چهره روستای خور را سفید کرده بود نوید یک روز پر هیجان را میداد؛لذا با اینکه تجهیزات زمستانی کاملی اعم از باتوم و یخ شکن همراه بعضی از دوستان نبود ، همگی برای یک کوهنوردی زمستانی سنگین آماده شدیم. ساعت 6:45 در یک صف 11 نفری با سرقدمی آقای فرج الهی و عقب داری آقای نعمتی پیمایشمان را شروع کردیم. پوسته سفید و سرد زمین را با رد پاهایمان  میشکافتیم و پیش میرفتیم. طبیعت چشم نواز روستای خوروآبشار یخ زده ای که در ارتفاعات پایین دستمان میدیدیم به همراه آواز های بی عیب و نقص استاد جمشیدی تجربه یک کوهنوردی بی نظیر و به یاد ماندنی را برایمان رقم میزد.

8:30 به جای نسبتا مسطح و بدون برفی رسیدیم و نیم ساعت برای صرف صبحانه توقف داشتیم. وقتی داشتیم دوباره به راه می افتادیم گروه اسلامشهر یک به یک به ما رسیدند و خوشحال و خرسند از اینکه مسیر را برایشان برف کوبی کرده بودیم تشکر نمودند. از آنجایی که همه افراد گروه تجهیزات زمستانی کاملی به همراه نداشتند مسیرمان را از یال های گسترده و فراخ شمالی کوه ادامه دادیم که هم احتمال بهمن را به حداقل میرساند و هم با صخره های یخ زده روبرو نمیشدیم. به جز رد پای محو و پراکنده جانوران هیچ چیز روی برف ها نبود و ما نیز با کفش های اراده و همت بر آن فرش سفید و سرد نقش میزدیم و بالا میرفتیم. بعد از گذشت یک ساعت و نیم یعنی نزدیکی ساعت 10:30 شیب زمین و عمق برف چنان زیاد شد که سرقدمی و برف کوبی جگر شیر که هیچ توان و انرژی یک اسب بخار را میطلبید. برف دامن گیر بود و سرعتمان را بسیار پایین آورده بود. لرزه ای که به هنگام برف کوبی بر صفحه های برفی پیرامونمان میدیدیم باعث میشد با احتیاط بیشتری حرکت کنیم. حس دوستی و همیاری بین اعضا و میهمانان با تجربه گروه موج میزد و سرقدمی با سرعت جا به جا میشد تا خستگی بر کسی چیره نشود. ساعت 12 به یال های اصلی منتهی به قله رسیدیم و در همان زمان چهار نفر از شرکت کنندگان که پیش بینی آن درجه سختی و سرما را نداشتند از گروه جدا شده و قرار شد با اتوموبیل شخصی آقای فرج الهی به شهریار بازگردند.

باد سرد و تندی از سمت راست به سر و صورتمان میخورد آما ما با کلاهخود اراده، گام به گام بالاتر رفتیم و بلاخره 13:50 به قله فرعی و سنگچین اول رسیدیم. پس استراحتی کوتاه و تقسیم شادی ها با اراده ای محکم تر به سمت قله حمله کردیم. 14:20 یه قله اصلی و سنگچین دوم رسیدم .نزدیکی آسمان و زیبایی ابر هایی که  زیر پایمان جا مانده بود مسحورمان کرد و خستگی از یادمان رفت. با اینکه حالا باد بیرحم و وحشی تر از قبل بر پوستمان زخمه میزد اما در آن ساحت سرد کوهستان هنوز دلمان به حرم آفتاب گرم گرم گرم بود. زنگ بازگشت را زدیم این بار پس از سنگچین سوم جبهه غربی را انتخاب کردیم که توسط گروه های دیگر پاکوب شده بود و مسیر کوتاهتری هم داشت. پس از چند دقیقه پیمایش، شیب تند و خطرناکی شروع شد که پر از تله برفی بود. با حمایت و راهنمایی سرپرست و میهمانان با تجربه مان آهسته و ایمن از این شیب ها گذشتیم و ساعت 17 به محل آبشار های یخ زده خور رسیدیم. سردی بی رنگ  آن توده های عظیم یخ که بر پیکر سخت و تند صخره ها چنگ زده بود فرصتی را میساخت تا گروهی مشغول یخ نوردی باشند. طبیعتی که آن روز لحظه به لحظه داشت ابهتش را به رخمان میکشید ما را فقط و فقط به یاد بزرگی و عظمت خدا می انداخت. به راستی که خدا بزرگترین است! همین جا از آقای صالحی عکاس گروه که در ثبت این لحظات ناب از هیچ زحمتی دریغ نمیکنند کمال تشکر را به جا می آوریم.

 بقیه راه را تا پارکینگ بدون توقف آمدیم و 17:40 به ماشین ها رسیدیم. خسته و گشنه از آن روز سخت و بی نهار اما شاد و خندان از آن تجربه فراموش نشدنی از میهمانانمان خداحافظی کردیم و به سمت شهریار بازگشتیم. ساعت 19 به شهریار رسیدیم.

اسامی افراد شرکت کننده:

آقایان التفات نعمتی، علیرضا فرج الهی، پرویز رهگذر، اکبر صالحی، استاد ایرج جمشیدی، خلیل عباس زاده، فرشاد محمد ظاهری ، قدرت خدادادی، جعفر رستمی ، مصطفی میرعظیمی،

و معصومه درخشان

سرپرست: جناب آقای نعمتی

مسئول فنی گروه:اکبر صالحی

پشتیبان برنامه: آقای مهدی رهنما

عکاس: آقای اکبر صالحی

گزارشگر: معصومه درخشان

برای مشاهده ادامه تصاویر لطفا کلیک نمائید.

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر
 
ایرج جمشیدی
۱۳۹۳/۱۲/۱۵ ۰۰:۰۰
سلام:ارزوی موفقیت وتندرستی برای یکایک اعضاء گروه کوهنوردی شهریاران دارم وضمن تشکرویژه ازسرکارخانم معصومه درخشان وعکاس زحمتکش جناب اکبراقا صالحی ودیگردوستانی که این حقیررادرجمع خودپذیرفته وموردعنایت قراردادند. ...همیشه سرفراز وبرفرازقله های انسانیت باشید.