گزارش برنامه گردشگری پیمایش دره اویزر – جاده چالوس 14 6 93
دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۳
4 نظر
1318 بازدید
گزارش برنامه گردشگری پیمایش دره اویزر – جاده چالوس14 6 93
بنام آنکس که کوه را آفرید تامکان امنی باشد برای عاشقانش ومحیطی باشد برای تأمین آرامش وسلامتی ،گزارشم را بدین صورت آغاز میکنم ،همنوردان خوبم در گروه کوهنوردی شهریاران
بالاخره بعد از صعود به قلل کهارو خشچال و دماوند در سه هفته گذشته که تمامی آنها ارتفاعی بالای 4100 متر داشتند و ماراتون کوهپیمایی امامزاده داود به شهرستانک و برنامه یکشنبه و چهارشنبه وصعود به قله بیجی کوه با نظر سرپرست گروه(آقای حسن رهنما) و سرپرست برنامه این هفته (آزاد کوه)جناب آقای نوری تصمیم بر آن گرفته شد که یک استراحتی به اعضا گروه داده شود و مسیر آزاد کوه را در نیمه راه جاده چالوس در نزدیکی پل خواب به سمت روستای کلوان کج کنیم بعد از تقریبا 3 کیلومتر بعد از عبور از پلی زرد رنگ سمت راست جاده حسینیه ای به نام حسینیه حضرت صاحب الزمان دیده می شد که نشانه روستا یا همان ورودی دره اویزر بود. دره اویزر دره ای بسیار زیبا همراه با 2 آبشار به ارتفاع 5 و 7 متری می باشد. که در این فصل سال با آب و سرسبزی نسبتا کمی همراه می باشد. در سرتا سر مسیر رودخانه ای با آب زلال و خنک ما را همراهی می کند. و لازم به ذکر است که یکی از مسیر های صعود به قله هفت خوان ، مسیر دره اویزر می باشد.
طی برنامه از پیش تعیین شده ، تجمع با اکثریت افراد جلوی مسجد کرشته در صبحی مهتابی در ساعت 515 باصدای بانگ اذان صبح در فضای معنوی همراه با اقامه نماز در مسجد کرشته آغاز نمودیم. در ساعت 515 بود که آقای محمود رهنما با یک دستگاه خودروی شخصی پژو پارس به گروه پیوست. کم کم دیدیم که اعضای جدید ومیهمان به جمع دوستانه گروه پیوستند. 
ساعت520 بود که مینی بوسی سفید از دور دست به رانندگی آقای رضایی به چشم می خورد. ساعت 530 بود که با 18 نفر به سمت اویزر حرکت نمودیم. و طی برنامه در خودرو های آقایان محمود رهنما و مصطفی فرج الهی هرکدام 4 نفر از شهریار و خودروی شخصی آقایان نوری و بهرامی مجموعا 6 نفر از مارلیک حرکت نموده و در نیمه راه به گروه پیوستند.
با خودروی مینی بوس از جاده شهریار کرج در حرکت بودیم که آقای میانجی را هم در فاز 4 اندیشه سوار کردیم و به ادامه راه ادامه دادیم. 
بنده با خودروی آقای رهنما با سرعتی نسبتا بالاتر و رانندگی ای شوماخری ، سد کرج را پشت سر گذاشتیم که با دیدن سد تقریبا کم آب با داستان های شنای آقای رهنما در سد کرج رو برو شدیم . که تازه فهمیدیم حاج محمود هم راننده خوبیه و هم شناگرو شیرجه زن قهاریه.
ساعت 7 به اویزر که رسیدیم ، آقای غلامرضا حیدری اویزری به عنوان راهنمای گروه در هوایی بسیار خنک و مطلوب معلوم بود که خیلی وقته که منتظر گروه ماست. لازم به ذکر است که آقای حیدری از کوهنوردان قدیمی و رئیس گروه کوهنوری کارگران کرج و زاده روستای اویزر می باشند در برنامه صعود به کهار در پناهگاه کهار با ایشان آشنا شدیم ، که با دعوت ایشان از گروه شهریاران برنامه دره اویزر برگزار شد.
ساعت 730 بود که به ترتیب خودروها به روستا رسیدند. با آماده شدن گروه و راهنمایی های آقای حیدری به دلیل وجود آب کافی در منطقه کوله ها را از آب سبک نمودیم. از صحبت های آقایان حسن رهنماو فرج الهی و نوری استفاده نمودیم . با سر قدمی آقای میانجی و عقبداری آقای اکبری نژاد ساعت 740 راه را آغاز نمودیم.در ادامه دیدیم که راننده با اخلاقمان هم از دور به سمت ما می آید و ژست ورزشکاری آقای رضایی قابل تحسین بود . تعداد اعضای گروه با حضورآقای رضایی به 34 نفر می رسید . به راه ادامه دادیم و بعد از عبور از قسمت مسکونی شاهد آواز خوانی در انتهای گروه با قدرت زیاد بودیم.
در مسیرچندین بار از میان رودخانه عبور کردیم که نزدیک اولین آبشار متوجه حضور چند استاد تمام انگلیسی در انتهای صف شدم. که ما را به یاد خاطرات دماوند می انداخت. که خود را چگونه به توریست های ایتالیایی معرفی کرده بودند.
در کنار آبشار چند عکس یادگاری توسط عکاس گروه آقای صالحی انداختیم که از ایشان کمال تشکر را داریم. با حد اکثر نظم و صفی طویل و مار پیچ به راه ادامه دادیم. 945 بود که به امامزاده ای میان دره رسیدیم. هنگام وارد شدن به امامزاده با استقبال مردم روستا مواجه شدیم. که هر کدام مشغول کاری بودند. عده ای جارو می کردند ،بععضی مشغول آبپاچی بودند و عده ای هم مشغول پخت و پز آش رشته نذری بودند که بوی آن در تمامی امامزاده را فرا گرفته بود. 
با نظر سرپرست 40 دقیقه ای مشغول صرف صبحانه در سر سفره دوستانه بودیم سفره هایی همراه با دوستی و صمیمیت. در سفره ها گوجه وخیار ، نان و پنیر، کره و مربا بعضا با حلوا دست پخت جوانان پر انرژی همراه بود. و بنده هم طبق روال مشغول پخت املت طبق عادت همیشگی با اعمال شاقه شدم و آقایان رهنما ، صالحی ، درخشان هم میهمان بنده بودند.در ادامه هر از چندی هم بجای املت ، از نارنجک هایی که اثرات پخت املت بود از بالا به پایین پرتاب می شد از گروه پذیرایی می کردم.
ساعت 10 با راهنمایی آقای حیدری با تعداد کمتری از گروه به سمت آبشار ادامه مسیر دادیم . که در ابتدای مسیر به یک گوسفند سرا رسیدیم که در آنجا افرادی مشغول زدن واکسن به دام ها بودند که این واکسن ها حکم نیتروژن برای گوسفندان را داشت. بعد واکسن ها گوسفندان آنچنان سرعتی می گرفتند که بیا و ببین. بنده شخصا شاهد چپ کردن 3 راس گوسفند بودم .ساعت 1030
به آبشاردوم رسیدیم .دیدیم که احساس جوانی به آقای محمود رهنما دست داد و از آنجا که خیلی شناگر ماهری بودند. در جوانی و چندین بار در روز عرض سد کرج را شنا می کردند دل را به دریا زدند کفشها را در آورده ودر صدم ثانیه ما دیدیم آقا محمود زیر آبشار مشغول گرفتن دوش آب سرد یا همان چالش معروف آب سرد میباشند. بعد از چند دقیقه دیدیم آقای میانجی هوس گرفتن عکس یادگاری بالای آبشار 7 متری با بنر گروه کردند. یکی نبود بگه آخه اون بالا چه خبره! از آنجا که حس مردم دوستانه آقا محمود گل کرد بنر گروه را برداشت و چند باری به بالا پرتاب کرد که فهمید بابا ارتفاع آبشار به 7 متر می رسد. و در پی بی نتیجه ماندن پرتاب تصمیم به بالا بردن بنر نمود که در راه متوجه لیز خوردن یکی از همنودان میهمان به سمت پایین شد . که البته با کمک آقای نوری و آقای رهنما بخیر گذشت. بلا فاصله بعد از آن دیدیم با پرتاب بنر توسط آقای رهنما برای آقای میانجی خود آقا محمود هم پرت شدند. بنر به سمت بالا می رفت و آقا محمود پایین. ای بابا همه جا خوردیم. واقعا خدا رحم کرد. استرس همه را گرفته بود تا وقتی دیدیم آقا محمود با خنده از آب برخواست که این خنده نشان دهنده جبهه و جنگ و مبارزه بود. با واکنش آقای نوری فهمیدیم که ای بابا کار گروه یه رهبری هست و راهنمایی ولی چه کنیم که جو گرفت و آب کار خودش را کرد.
در ادامه پاهای آقا محمود زخم شده بود ولی خم به ابرو نیاورد زانوها ورم داشت ولی به ما نگفت که مبادا روزمان خراب شود. 
با نظر سرپرست به سمت امام زاده بازگشتیم. 1130 بود که بوی آش همه جا را فرا گرفته بود. با ورود به حسینیه با یک کاسه آش رشته داغ از اعضای گروه پذیرایی شد. بدلیل برگزاری مراسم در امامزاده به مدت یک ربع امامزاده را با تشکر فراوان از روستاییان و خداحافظی گرم و گرفتن چندین عکس یادگاری به سمت روستا ترک نمودیم. درمسیر برگشت بعد از پیچ و خم فراوان و عبور مکرر از رودخانه به آبشار اول رسیدیم که باز هم جو گرفت و همان آش و همان کاسه. دوباره روز از نو و روزی از نو . چندین تن اقدام به گرفتن دوش آب سرد گرفتند که آقا محمود هم جزو آنها بود که آنجا نشان داد تسلیم شدنی در کار نیست . و صد البته که من هم یکی از آنها بودم که رفتیم و تنی به آب زدیم.در ادامه آقای نوروزی را دیدیم که وارد صحنه شدند. ولی آقای نوروزی شما دیگر چرا.... شما که سنی ازتون گذشته!!! 
خلاصه بعد از چند دقیقه به راه ادامه دادیم ساعت 12 گذشته بود که به نزدیک روستا رسیدیم. با نظر سرپرست گروه در فضایی دوستانه اقدام به معرفی خود نمودیم که این عمل از سیاست های اصلی گروه می باشد . هرکدام با گویش خود صحبت کردیم خود را معرفی نمودیم. با صحبت سرپرست برنامه و مدیر فنی گروه مسیر بازگشت را طی کردیم وساعت 1345 به روستای اویزر رسیدیم.و با خرید از مغازه کوچک محله و تهیه لبنیات و تنقلات ساعت 14 اقدام به ادامه مسیر بازگشت به کرج و سپس به شهریار دادیم.در مسیر بازگشت از پخش موزیک وآهنگهای شاد بهره مند شدیم.
در پورکان گروه بستنی را میهمان آقای نوری سرپرست برنامه بودند که کمال تشکر را از ایشان داریم.ساعت 1545 همگی شاد و سرحال به شهریار رسیدیم . 
توضیحات : در طول مسیر تلفن همراه به خوبی آنتن نمی دهد.طول مسیر در فصل زمستان بهمن گیر می باشد. مسیر دارای آب کافی در طول سال می باشد.
*از آقای غلامرضا حیدری اویزری بخاطرمیهمان نوازی گرمشان کمال تشکر را داریم.*
اعضای حاضر در برنامه: 
خانواده آقای فرج الهی 4نفز * خانواده آقای بهرامی 2نفر* * خانواده آقای نوری 4نفر 
غلامرضا حیدری اویزری- محمود رهنما – مهدی نذیری – حسن رهنما – محمد بخشی – احسان درخشان – اکبر صالحی 
دکتر جلیل آذری- ساسان میانجی – قدرت اکبری نژاد – شایان ناجی – امیر محمد نظریان – غفار عابدی – داود نوروزی
بهروز محمدی – اکبر متفق – پدرام خرازیان – مریم جباری – هادی براتی – کیمیا ذبیحی – سحر مهربان – فتحعلی افتخاری
پیمان ازدو – اقای رضایی(راننده) 
سرپرست گروه :حسن رهنما
راهنمای برنامه :غلام رضا حیدری اویزری
عکاس گروه :اکبر صالحی 
تهیه و تنطیم گزارش: محمد بخشی
سرپرست برنامه: اعلا نوری
هزینه برنامه:نفری 15000تومان .سهم گروه از این برنامه 115000تومان
 
نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر
 
shayan naji
۱۳۹۳/۰۸/۲۴ ۱۹:۴۶
سلام.خداقوت به همه به ویژه عکاس محترم گروه خوب شهریاران
اشکان اشکانی
۱۳۹۴/۱۱/۰۹ ۰۰:۰۰
گروه کوهنوردی خیلی عالی بود